اول اینکه اینو بگم یا به عبارتی اعتراف کنم وقت نهارمو میام اینجا و مطلب مینویسم تا یه وقت ریا نشه 
من خیلی وقت پیش ها دلم میخواست بنویسم و خودمو خالی کنم اخه نوشتن عالیه بعد یه مدت برمیگردی و نوشته هاتو که میخونی بعضی هاشون واقعا مسخره به نظر میان به بعضی ها رسیدی و بعضی وقتها هم همچنان تو آرزوی بعضی ها هستی ![]()
الان که دارم مینویسم یه جورایی دلم گرفته البته این دل گرفتن ها تمومی نداره که با این وضع و اوضا
اخه به چی دلمونو خوش کنیم من نمیدونم !به یه کار زپرتی . الان دلم همه ی اون چیزایی که میخادو مینویسم : دلم یه مسافرت لاکچری میخاد درسته تازه از مسافرت اومدم ولی خب دله دیگه . دلم میخاد برم کلاس زبان مدرک آیلتس هم بگیرم و یه رزومه کاری خوب بسازم و الفراررررررررررر . والا ما که پوسیدیم تو این خراب شده .
بعضی وقتها با خودم فکر میکنم چرا ماها باید تو حسرت کوچکترین چیزا بمونیم چراااا اخه ؟ کاش هرکسی میتونست جایی رو که به دنیا میاد انتخاب کنه . البته من خودم جزو کسایی هستم که میمونم و میجنگم ولی نه تحت هر شرایطی . یه وقتایی کاملا اخر بازی معلومه . کیش و مات!
مجبوریم دلمونو به چیزای کوچک خوش کنیم تا این عمر نکبتمون بگذره . مثلا من الان دلمو به رژیم و کاهش وزن خوش کردم
قراره تا شب یلدا به وزن دلخواهم برسم و یه پیرهن قرمز خیلی خوشگل بخرم و بپوشم . آفرین به من چقدر کم توقعم . فعلن برم تا اینکه دوباره دلم بگیره


درباره این سایت